به زور تلاش می کنم با قلمی که جوهر ندارد و خشک شده بنویسم، انگشتانم درد می گیرد،خانه پر از قلم های پر جوهر و روان است. اما من... به این قلم خشک چسبیده ام. خسته می شوم و از خیر نوشتن می گذرم. اما میل نوشتن در من زبانه می کشد ،قلم خشک را دور می اندازم و قلمی پر جوهر بر می دارم.
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 28 خرداد 1401 ساعت: 15:53
به خدا شکوه کرد ؛
آیا بس نیست؟
ندایی نیامد ،دوباره نالید؛
بیشتر از توانم رنج می کشم،
بازهم ندایی نیامد
زار زارگریست و در اشکهایش غرق شد ،بازهم هیچ آوایی نشنید،
او نمی دانست که زبان خداوند سکوت است.اگر هم می دانست فرقی نمی کرد ؛ او منتظر پاسخ بود و پاسخی وجود نداشت...
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 23 خرداد 1401 ساعت: 21:15
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 23 خرداد 1401 ساعت: 21:15
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: چهارشنبه 18 خرداد 1401 ساعت: 16:13
می گویم؛ - می ترسم می گوید؛ -از چه می ترسی؟ می گویم؛ -از بیداری...
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: چهارشنبه 18 خرداد 1401 ساعت: 16:13
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: چهارشنبه 18 خرداد 1401 ساعت: 16:13
تا زمانی که یکدیگر را دوست داشته باشیم و عشقی که داشتیم را به خاطر بیاوریم، می توانیم بمیریم بدونِ اینکه حقیقتا بمیریم. بدونِ اینکه حقیقتا نابود شویم. تمام عشقی که تو بیافرینی سرِ جای خود باقی می ماند. تمامِ خاطراتت بر جا می ماند. تو در قلب تمام کسانی که در زمانِ زنده ماندن لمس کردی یا به آنان محبت کردی، زنده خواهی ماند .
«سه شنبه ها با موری»
آلبوم میچ
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 10 خرداد 1401 ساعت: 13:36
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 7 خرداد 1401 ساعت: 13:28
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: چهارشنبه 4 خرداد 1401 ساعت: 22:27
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: چهارشنبه 4 خرداد 1401 ساعت: 22:27
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 2 خرداد 1401 ساعت: 13:58